شيخ حسين انصاريان
7
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
گفتم : « هَلْ تُغَيِّرُ الدُّنْيا قُلُوبَ الْعارِفينَ » ؟ آيا دنيا دلهاى عارفان را تغيير و تحوّل مىدهد ؟ گفت : « هَلْ تُغَيِّرُ العُقْبى قُلُوبَ الْعارِفينَ حَتّى تُغَيِّرَها الدُّنْيا » ؟ آيا آخرت دل آنان را حالى به حالى مىكند تا چه رسد به دنيا ؟ ! گفتم : « أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ صارَ مُسْتَوْحِشاً » ؟ كسى كه خدا را شناخت آيا دچار وحشت نمىگردد ؟ گفت : « مَعاذَ اللّه أَنْ يَكُونَ الْعارِفُ مُسْتَوْحِشاً » . محال است عارف با شناختن معبود حقيقى دچار وحشت و ترس شود . « وَلكِنْ يَكُونُ مُهاجِراً مُتَجَرّداً » . اما عارف در عين تنهايى مسافر به سوى دوست است . گفتم : « هَلْ يَتَأَسَّفُ الْعارِفُ عَلى شَىْءٍ غَيْرَ اللّه » ؟ آيا عارف به چيزى غير خدا تأسّف مىخورد ؟ جواب داد : « هَلْ يَعْرِفُ العارِفُ غَيْرَ اللّهِ فَيَتَأَسَّفُ عَلَيْهِ » ؟ آيا عارف غير خدا چيزى مىشناسد تا بر او غصّه بخورد ؟ گفتم : « هَلْ يَشْتاقُ الْعارِفُ إِلى رَبِّهِ » ؟ آيا عارف مشتاق به حضرت ربّ است ؟ گفت : « هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ غائِباً طَرْفَةً حَتّى يَشْتاقَ إِلَيْهِ » ؟ آيا عارف يك چشم به هم زدن از او غائب است تا مشتاق او باشد ؟ ! گفتم : « مَا اسْمُ اللّهِ الأَعْظَمُ » ؟ اسم اعظم خدا چيست ؟ گفت : « أَنْ تَقُولَ اللّهَ وَأَنْتَ تَهابَهُ » . آن است كه بگويى اللّه و از او در دلت داراى مهابت شوى . گفتم : « كَثيراً ما أَقُولُ وَلا تُداخِلُنى الْهِيْبَةَ » . زياد خدا مىگويم ولى در دلم مهابت پيدا نمىشود . گفت : « لِأَنَّكَ تَقُولُ مِنْ حَيْثُ أَنْتَ لا مِنْ حَيْثُ هُوَ » . براى آن كه نامش را آن چنان كه هستى مىگويى نه آن چنان كه هست . گفتم : اى بزرگ ! ديگر بار مرا موعظتى فرماى ، از گفتههاى تو پند بليغ بگيرم . گفت : كفايت است از براى موعظت و نصيحت تغييراتى كه در روزگار مىبينى ، نيك